امتیاز :
 تعداد امتیاز ها - 0
 تعداد بازدید - 6714

 خاطرات جنگیِ پیرزن 95 ساله + عکس

کتاب باغ مادربزرگ حاوی خاطرات بانوی کُرد، خان‌زاد مرادی محمدی است که نوه او، مهناز فتاحی آن ها را گردآوری و تدوین کرده است.

مهناز فتاحی در این باره در ابتدای کتاب نوشته: جنگ فقط فروکردن سرنیزه در دل دشمن نیست. جنگ می تواند حمایت زنی در پشت جبهه باشد که دلت را گرم کند. جنگ می تواند تلاش یک زن برای پناه داده به کودکانی باشد که بمباران لرزه بر تنشان انداخته است و به دنبال پناهگاه می گردند. وقتی چشمان کودکان پر از اشک است و قلبشان از ترس می کوبد، کسی باید باشد که آنها را در آغوش بگیرد و بگوید: «نگران نباشید. من هستم.»

کتاب باغ مادربزرگ

مادربزرگ من همان زن بزرگ است.وقتی طرح نوشتن خاطرات مادربزرگم را به آقای مرتضی سرهنگی ارائه کردم به همه تردیدهایم پایان داد و گفت: «مبارک باشد! خاطرات این زن کم از خاطرات رزمندگان اسلام ندارد.»
یک روز که مادر بزرگ نماز می خواند و ذکر می گفت به او نگاه کردم و به فکر افتادم که خاطراتش را از زمان جنگ بنویسم. دنبال مجالی مناسب بودم که او را راضی کنم؛ تا اینکه یک روز با هم سر مزار پدربزرگ رفتیم و زیر درختی که کنار مزارش شکوفه داده بود نشستیم. فرصت را غنیمت شمردم و گفتم: «دادا، می خواهم کتاب خاطراتت را بنویسم. خاطراتت را برایم تعریف می کنی؟ خاطرات زمان جنگ و آواره ها را.» مادربزرگ اول قبول نمی کرد.

کتاب باغ مادربزرگ

می گفت: «روله می خواهی چه کار کنی؟ می خواهی کارهای خوبم بر باد برود؟ می خواهی به همه بگویی من زن خوبی هستم؟ خدا باید بداند هر کس چه کرده است؛ که می داند.» آنقدر آنجا از او خواهش کردم که سرانجام راضی شد. مطمئن بودم دل کسی را نمی شکند.

البته می دانم خیلی از اتفاق ها را برای من تعریف نکرده است. چون نمی خواهد اجر کارهای خوبش با صحبت کردن درباره آنها از بین برود. ناگزیر، برای اینکه از ماجراهای آن سال ها بیشتر آگاه شوم، مجبور شدم با بستگان و مردمی که او را می شناختند هم صحبت کنم. بنابراین، با هفت پسر و دو دختر مادربزرگ، خویشاوندان، مردم روستای گل سفید، و آواره های عراقی مصاحبه کردم. کتاب حاضر حاصل ساعت ها مصاحبه و پژوهش در این زمینه است.

مادر بزرگ اکنون بسیار پیر و شکسته شده است. نود و چهار ساله است. همه او را به نیکی و ایمان و بخشش می شناسند. بسیاری از زنان ایرانی در جنگ از خود شجاعت و دلاوری نشان دادند. مادربزرگ من یکی از آن زنهاست. اما کارهایش آنقدر بزرگ است که شاید باورنکردنی به نظر بیاید. کاش وقتی کتاب چاپ می شود او زنده باشد؛ گرچه نام و کارهای خوب او همیشه زنده است.

البته این کتاب وقتی به چاپ رسید که بانو خان‌زاد مرادی محمدی در قید حیات نبود و در سن ۹۵ سالگی به رحمت خدا پیوست.

منبع خبر :  مشرق
کد خبر :  

نظرات



ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما نمایش داده نمی شود. فیلدهای ضروری با * مشخص شده اند. *

اخبار مرتبط

شبکه های اجتماعی
شماره های تماس
  • تلفن : 03136622123
  • موبایل : 09133147435
  • موبایل : 09133658705
دفتر مرکزی
  • آدرس : اصفهان . چهارراه نظر . خیابان میر
  • بعد از پل شیخ صدوق . روبروی دبستان شهید احسانی
  • بن بست ایمانی . پلاک 41