حالت شب
  • 09 بهمن، 1401
اغمای اصفهان در خشکسالی و آلودگی هوا

از بی‌مدیریتی تا مماشات قضایی

اغمای اصفهان در خشکسالی و آلودگی هوا

اغمای اصفهان در خشکسالی و آلودگی هوا

اصغر عبدلی-باخبرباش - آلودگی هوا، واژه‌ای دردآور برای مردم کلان‌شهرهای ایران، از تهران و مشهد و تبریز تا اصفهان و اهواز و دیگر شهرهاست که در سال‌های اخیر ریزگردها را هم بر آن بیفزایید تا  در کنار خشکسالی و گرانی و ده‌ها مشکل طاقت‌فرسای دیگر برای مردم ایران، قوزبالاقوزی درست شود که قد راست کردن زیر این قوز، مرد مردستان بخواهد.

در قانون اساسی ما قرار بود حق تحصیل و درمان هم رایگان باشد، حالا رسیده‌ایم به روزگاری که حتی آب آشامیدنی و گاز مصرفی هم با «انا انزلنا» به دست مردم می‌رسد. همین اوضاع را هم شکر می‌کردیم اگر لااقل هوایی برای نفس‌کشیدن بود که آن هم نیست.

در زمستان‌ها که وارونگی هوا رخ می‌دهد و این آلودگی به حداکثر می‌رسد، دیگر تاب و توانی برای مردم نمی‌ماند، حالا از سالمندان و بیماران حرف نزنیم.

در برابر شاهدیم که هیچ مسئولی هم تقصیر این نابسامانی را گردن نمی گیرد و هیچ‌کس حتی یک عذرخواهی از مردم نمی‌کند.فقط از رفتاری سلبی استفاده کردند و تنها رویکرد تعطیلی است.

 یکی می‌گوید؛ دعا کنید باد بیاید و دیگری می‌گوید؛ دعا کنید باران ببارد و آن‌یکی می‌گوید؛ اگر مشعل نیروگاه نسوزد، هوا شاید سالم شود؛ ولی برق و گاز و بنزین در کشور تولید نمی‌شود. یعنی ما مردم باید میان داشتن نیروگاه، راندن ماشین، گرم‌شدن در زمستان یا داشتن هوایی سالم‌تر، یکی را انتخاب کنیم!

حالا هم که نم باران و اندک برفی باریده تا این آلودگی ها را ببرد با سردی هوا مواجه شدیم و می ترسیم بخاری را زیاد کنیم، مبادا گاز ما قطع شود. گرمی اتاق هم به دلمان نمی چسبد ، چون بیم هر لحظه نوسان و افت گاز را داریم و همدرد هم وطنانمان در استان هایی هستیم که چند روز است گازشان در سرمای زیر صفر قطع شده است.

این آلودگی هوا هم عمری به قدمت خشکسالی فلات مرکزی ایران و خشکی زاینده‌رود دارد، درست مثل زنده رود که درکوران وعده و وعیدها و تصمیمات و کشمکش‌های سیاسی گم شده. هوای سالم هم در این زد و خوردها و تقصیر هم انداختن‌ها، غایب شده است.

برنامه جامع مبارزه با آلودگی هوا داریم؛ ولی آیا اجرا شده است؟ به صدها نفر در کارگروه های آلودگی هوا در سراسر کشور حقوق و حق جلسه و پاداش می دهیم تا شاهد هیچ کارگشایی هم نباشیم؛ یک روز ترافیک مقصر می‌شود و یک روز مردم برای تردد در شهر مقصرند، ولی کسی نمی‌گوید این اتومبیل‌های غیراستاندارد چگونه ساخته شده و سودش در جیب چه ارگانی رفته است و چرا این‌طور بی‌حساب‌وکتاب، تولید و سرازیر به خیابان شده است.

در اصفهان، نه مترو و نه خط اتوبوس تندرو، باعث کاهش ترافیک و آلودگی نشد، چرا که مشکل مهندسی ترافیک و مدیریت صنعتی اصفهان است. مشکل از مازوت سوزی و ازبین‌رفتن عرصه‌های طبیعی و کاهش فضاهای سبز حاشیه شهرهاست که اسیر برج‌سازی شدند.

بزرگ‌ترین متهم این آلودگی هوا نه کوره‌های آجرپزی است و نه مردم. متهم اصلی مدیران نالایقی هستند که نمی‌توانند این وضعیت صنعتی، ترافیک و سایر عوامل را مدیریت کنند. مشکل عدم برخورد قضایی و مماشات با متخلفینی است که کربن و گوگرد و ده‌ها عامل سرطان‌زا را سال‌هاست در حلقوم مردم می‌پاشند و حتماً در روز حساب باید پاسخگوی هزاران جان ازدست‌رفته از انواع سرطان و بیماری‌های قلبی باشند.

دیدگاه / پاسخ