شهر گنبدهای فیروزهای در شکوه ماه رمضان
سحرگاه پنجشنبه، وقتی مؤذن شهر از گلدستههای مسجد گفت «اللهاکبر»، تمام شهر لبیک گفتند. از محلههای قدیمی جلفا تا گذر چهارباغ، از مسجد جامع عتیق تا مصلای بزرگ، همصدا با تاریخ، همصدا با اجداد روزهدارشان، به استقبال ماه خدا رفتند.
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، و باز هم ماه آمد، این بار نه از پسکوچههای خاکی که از فراز قلههای نور. ماه مهمانی خدا، با آن هلال باریک و نورانیاش، چون ابرویی مهربان بر چهره افق نشست و جهان را به تماشای شکوهی دیگر دعوت کرد.در آخرین لحظات ماه شعبان، شهر بوی دیگری داشت.
بوی تعظیم و تکریم، بوی جارو زدن نه فقط کوچهها که دلها. گویی فرشتگان مشغول آذینبستن ایوان آسمان بودند تا مهمانی بزرگی را اعلام کنند.با غروب خورشید، غریبیِ غروبهای عادی معنا نداشت. خورشید که رفت، چشمها نه به دنبال سرخی شفق که به دنبال ذرهذرهٔ نور در افق بود. تا اینکه هلال باریک رمضان، مثل پلکی نازنین، از پشت ابرها گشوده شد و نورش بر جان تشنهٔ روزگار بارید. صدای تکبیر از گلدستهها برخاست و مردم را به ضیافتی فراخواند که در آن نه از خورشید و ماه که از صفای دلها خبر بود.
در آستانه افطار اول...هنوز سفرهها پهن نشده، اما سفره کرامت حق از الان گشوده است. کوچهها بوی نان تازه و خرما گرفته؛ بوی مهربانی. مادران با دستانی دعاگو، سفرهای ساده اما پربرکت میگسترانند و پدران، با چشمانی به آسمان دوخته، برای لحظه افطار لحظهشماری میکنند.در این روز اول، گویی تمام عالم در سکوتی مقدس فرورفته است.
در دل شب، سحرگاهان...اما رمضان تنها به افطار خلاصه نمیشود. زیبایی حقیقیاش در سحرهایش پیداست. آن دم که شهر در عمیقترین لحظههای خواب است، منارهها بیدارند و نوای «سحری بخورید» سر میدهند. خانهها یکییکی چراغان میشوند. صدای دعا و نجوای «ربنا» از هر دری به گوش میرسد. بوی چای و نرمی نان سنگک، با عطر مناجات و اشک در هم میآمیزد و فضایی میسازد که توصیف آن در کلمات نمیگنجد.
رمضان، گزارشگر مهربانی خداست. در این ماه، روزها تصویری از صبر و شبها روایتی از عشق است. مردمی که در طول سال شاید کمتر همدیگر را میدیدند، این روزها پشت یک سفره، کنار هم نانونمک و مهربانی را قسمت میکنند.
و این گونه آغاز شد...رمضان امسال هم از راه رسید تا برای یک ماه، جهان را از نو بسازد. تا دلها نرمتر شوند، دستها بخشندهتر و چشمها روشنتر. باشد که این ماه، ماه نزول قرآن و بهار دلها، بر همه ما مبارک باشد و نفسهایمان در این شبها و روزها، همه ذکر و دعا.مردم اصفهان شب گذشته به استقبال ماهی رفتند که نه تنها روزیشان، که دیدن یکدیگر را هم در افطارهای خیابانی و سفرههای ساده، پربرکتتر میکند.
ماهی که در آن، نفسها ثواب است و خوابها عبادت.سحرگاه پنجشنبه، وقتی مؤذن شهر از گلدستههای مسجد گفت «اللهاکبر»، تمام شهر لبیک گفتند. از محلههای قدیمی جلفا تا گذر چهارباغ، از مسجد جامع عتیق تا مصلای بزرگ، همصدا با تاریخ، همصدا با اجداد روزهدارشان، به استقبال ماه خدا رفتند.و اینگونه بود که ماه رمضان در اصفهان، با تمام شکوه یک شهر تاریخی که قرنهاست روزهداری را از کودکی آموخته، آغاز شد. آغازی سرشار از نور، امید و بوی خوش نانهای تازهای که برای افطار، پشت پنجرههای مشرف به کوچههای باریک و تاریخی میگذاشتند تا رهگذران روزهدار نیز در ثواب افطار، سهیم باشند. از آستانه این مهمانی بزرگ که عبور میکنی، دیگر آدم کوچه و بازار نیستی. انگار روحت را در نهر نوری شستهای. خوشا به حال آنان که در این ماه، ضیافت خدا را درک کنند و با دلی پاک، به استقبال فرداهای روشن بروند.
دیدگاه / پاسخ
موارد مرتبط
محبوبترین مطالب
مجموعه ها
خبرنامه
با عضویت در خبرنامه از جدیدترین اخبار روز مطلع شوید!